تبليغاتX
HESSEH HAFT

 

رسم بازي زندگي

 

Rasme Bazie Zendegy

 

 

 خدايا مارو خلاص بكن از اين دنيا   

 

                  اينا رو ده بار ميگم با خودم تو اتاقم  تكو تنها

 

 

هممون رو صورتامون گذاشتيم يه نقاب سياه     

  براي همين نميتونيم تشخيص بديم كه هستيم  مال کدوم راه

                                                                 زديم تو چاه

 

  

به خاطر اينه كه شديم ما مرتكب گناه              

اشكال از روح نيست اينا همش از ضعفاي نفسي ماست

 

 

سرا رو به زمين چشما جلو پامونه 

  اين كه بدو چي پيش مياد اينو خدا ميدونه

 

 

حقيقت پنهان پشت درهاي سياهي        

    خورشيد طلوع گر رو به دريا و ماهي

 

 

چشما بستست دنيا از حقيقت     

   زيبايي نيستند     راستگويي هست يه زينت

 

 

 

زندگي ميكني تو تاريكي

زندگيت شده همش مثل بردگي

احساسات همه احساس هاي خستگي

اين شده رسم بازي زندگي

 

 

       بلد نيستيم رسم بازيو                

             شكست ميخوريم جنبه باخت نداريم     

 

 

         يه بار زمين ميخوريم        

              تشكر ميكنم از پروردگارم

 

 

            كسي كه به من ياد داد رسم بازي روزگارم

    

 

        آرزوم فقط رهايي نفس منه    

            خدايي بودن فقط توي ذات منه

 

 

 

        دستامونو گرفتيم رو به جلو         

              خدايا دستامونو بگير نذار بشيم ولوو

 

 

                      با شماهام آي ملت               

                          كسايي كه افتادين به اين ذلت

 

 

             همتون از خداتون كمك بخواين

 

           يه بارم شده بياين بشين پايه مال

 

 

            خدايا ديگه كمك بكن به ما        

                آخه اشك ها ريخته روي گونه ها

 

 

            همه ديگه خسته شدن از زندگي     

                  خدايا تا كي بكنيم بردگي

 

 

 

زندگي ميكني تو تاريكي

زندگيت شده همش مثل بردگي

احساسات همه احساس هاي خستگي

اين شده رسم بازي زندگي

 

 

        ديگه رومون رو به آسمون سمت خداست        

                راهمون ديگه از شما ملت جداست

 

 

         به نثر روان ميگم اين جملمو           

               بيا فدم به قدم سوي اون جلو

 

 

        اين دنيا فاني دل نبد بهش                  

             تا ميتوني تو اين دنيا تو خوبي كن كش

 

 

        بساز با دستات تو راه سرنوشت             

               كه فردا نابود ميشه همه سرشت

 

 

       دنيا سياهي روا كردست به ما    

                   اين بود پيام داستان ما

 

 

 

 

پس این بود رسم بازی زندگی........................

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 7:14 بعد از ظهر توسط پدرام| |

  با عرض شرمندگی نسبت به شما دوستان مطلب قبلی که در رابطه با:

 

  در ايران دختر و پسر براي چه هدفي باهم دوست مي شند؟

   

گذاشته بودم رو برداشتم چون همتون ناراضی بودیدین و هزارتا فوش دادین. خوب منتظر باشین چون قراره تکست های خودمونو که آلبومش رو تازه خوندیم براتون بنویسم حالا با اجازه فعلا تاریخچه موسقی رو در غرب براتون میذارم با عرض پوزش ................ پدرام HESSEH HAFT

 

 

 

 

تاريخچه موسيقی در غرب

ريشه هاي اصلي موسيقي در ايران و يونان بوده است و غربي ها طبق روايتهاي تاريخي موسيقي جدي و هنري وتقريباً مدون خود رااز سده چهارم ميلادي شروع كردند و قديسي موسيقي را از طريق كليسا به اهميت ويژه رساند. موسيقي اين دوره اغلب مذهبي و محدود به آثار خاصي در ارتباط با حكايتها و دستور العملهاي كتاب مقدس (انجيل) و خواندن سروده هاي آن بوده است. البته پيش از قرن چهارم ميلادي هيچگونه اطلاع صحيحي از وضع موسيقي در دست نيست، تنها از كتابهايي كه از آن زمان بيادگار مانده بخصوص در نوشته هاي پيروان مسيح نام آوازي كه مربوط به روايات مسيح پيش از حركت و صعود به كوه زيتون است ذكر شده است. تا آنزمان موسيقي بصورت مونوفوني (يك صدايي) بوده و از سده نهم ميلادي پوليفوني (چند صدايي) در موسيقي مورد استفاده قرار ميگيرد و بتدريج تحولي در صدا دهي موسيقي بوجود مي آيد. تا قرن هفدهم موسيقي مطلقاً در اختيار اشراف و دربارها و بخصوص كليسا بوده بطوريكه اگر گروههاي ذكر شده حمايت و پشتيباني خود را اواسط قرن هفدهم كم كم و بتدريج موسيقي از تسلط كليسا و دربار خارج ميشود و با حضور باخ كه از موسيقيدانان بنام آلماني است شمايل و كارآيي اين هنر رو به تغييراتي مي گذارد، البته باخ دراختيار كليسا و اشراف بوده و حقوق دريافت مي كرده اما تحولي عظيم در موسيقي غرب ايجاد نمود.

موسيقي در قرون وسطي

روميها كه در تمدن وارث يونانيها بودند موسيقي را نيز مانند ساير آثار هنري از آنها اقتباس كردند در جشن بزرگ رم به سال 360 پيش از ميلاد نخستين بار، يك درام به همراهي موسيقي و بدون مكالمه (پانتوميم) نمايش داده شد اساس موسيقي كلاسيك رم را به وجود آورد در قرون وسطي به تقليد يونانيها آوازهاي دسته جمعي همراه رقص درنمايش تراژدي و كمدي معمول گرديد كليسا از بدو تأسيس تا قرن 15 وظيفه بزرگي در تكامل موسيقي به عهده داشت و پيشوايان مذهبي كه در اواخر قرن ششم ميلادي توسط پاپ گري گوار اول كه اسقف اعظم كليساي رم بود و موجب شد تا فرم هاي سرود گر گوري مثل مس كه يك رشته آوازهاي مذهبي است كه در كليساس كاتوليك براي متن يك دعا خوانده مي شود و ركوئيم (مرثيه) كه بيشتر به يادبود مردگان ساخته و اجرا مي شود و معناي آرامش دارد و فرم هاي ديگري نظير كائنات و موتت كه بيشتر براي خواندن و كلام و آواز است توجه آهنگسازان دورة بعد مثل دورة كلاسيك را جلب كرده و از اهميت خاصي برخوردار بوده است.

هنر جديد: فيليپ دوويتري اسقف فرانسوي يكي از تتئوريسين هاي بزرگ فرانسه بود كه تحقيقات خود را در هنر موسيي به صورت رساله اي منتشر كرد و نام ARSNOVA يا هنر جديد ناميد كه اين موضوع مربوط به نيمه قرن 13 مي شود. گيوم دوماشو يكي از ديگر آهنگسازان و تئوريسين هاي هنر جديد است و به واسطة آثاري كه در موسيقي مذهبي و غير مذهبي غرب به يادگار گذاشته ميتوان بزرگترين آهنگساز قرن 14 دانست.

 

نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 3:17 بعد از ظهر توسط پدرام| |

 

زندوني كردن دخترها در خانه......

 

همه مي دونيم كه دخترها از پسرها زودتر بالغ ميشوند.اين بلوغ تنها فيزيكي نيست بلكه عقلي هم هست.يعني اينكه وقتي يه پسر و دختر 10 ساله رو بغل هم ميزاري عملاً ميفهمي كه دختر خيلي بهتر از پسر مسائل رو درك ميكنه.اين ماجرا ادامه داره تا بعد از مدتي كه سير نزولي به خودش ميگيره.يعني جاي دختر و پسر در سنين 17 – 18 سال عوض ميشه و از اونجا به بعد همينطور فاصله بين اين 2 تا زياد ميشه.دليلش واقعاً چيه؟

 چرا بايد اينجور باشه؟ اگر دقت كنين ميبينين كه اين مورد دقيقاً از زماني شروع ميشه كه مادر تصميم ميگيره دخترش رو از بقيه جدا كنه!ارتباطاتش رو كم كنه.دختر بينوا تا پريروز راحت بازي ميكرده و با دوستاش تو سر و مغز هم ميزدند ولي الان ديگه مامانه احساس خطر ميكنه!

مادر از جانب پسرهايي كه هنوز حتي به سن بلوغ هم نرسيدند احساس خطر ميكنه!در نتيجه دختر بايد بتمرگه تو خونه و آموزش خانه داري ببينه!مادر كل ارتباطاتش رو قطع ميكنه و شروع ميكنه از عقايد دري وري تو گوش دختر خوندن تا ياد بگيره چطور خويشتندار باشه و خودكشي روحي بكنه! اما با پسر خونه كاري نداره، بلكه واسه پسر خوبه كه شيطوني كنه! نشونه سلامتيشه! پسره تو اجتماع ول ميگرده و آزاده. هر غلطي هم كه بكنه اشكال نداره چون پسره! از طرف ديگه پسرها هم يهويي همبازيهاي جنس مخالفشون رو از دست ميدن! اونهايي كه تا ديروز از سر كول هم بالا ميرفتن الان شدن 2 دسته كه يكيش كاملاً پارچه پيچ شده و كنترل ميشه تا مبادا از ارزش بيوفته! نتيجه اين ميشه كه سن بلوغ پسرها هم پايين مياد.شما توي كوچه ها عملاً ميبينين كه يه بچه 12 ساله داره فحشهاي جنسي ميده و به دخترها متلك مي اندازه و نيشش هم بازه! ولي به هر حال چون پسره، مجازه كه همه جا رو به آتيش بكشه! اون بايد تجربه كسب كنه.بايد ارتباط داشته باشه.اون دوستاش رو خودش انتخاب ميكنه در عوض دوستاي دختر بايد از سي تا فيلتر رد بشن! مادر فكر ميكنه ممكنه دخترش فاسد بشه! براي همين نبايد با هركسي دوست بشه! بايد با يه دختر ساده و بدبخت ديگه مثل دختر خودش دوست بشه تا مبادا چشم و گوشش باز بشه! در نتيجه دختر با دوستانش هم نميتونه تبادل اطلاعاتي داشته باشه چون اون هم يه گيجيه مثل خودش! پسر با دوستاش ميره اينور و اونور، توچال، لواسون، پارك چيتگر، جاده چالوس ولي دختر بايد مسير مدرسه تا خونه رو هر روز تشريح كنه! پسر ميره، ميگرده، حرف ميزنه ، تجربه ميگيره اما تمام اينها واسه دختر زشته! گردش يعني ولگردي، حرف زدن يعني چشم دريدگي! يعني از يه حدي بيشتر خفه شو و تو كار ديگران دخالت نكن! تجربه يعني چشم و گوش باز شدن! اطلاعات يعني بفهمي اي بابا دارن ميكشنت!

 پسر اطلاعات رو از جهان خارج ميگيره در عوض دختر نحوه پخت قرمه سبزي رو از جهان داخل ياد ميگيره! پسر بايد ورزش كنه ولي دختر رو بايد تو هفت تا سوراخ قايم كرد.پسر بالغ ميشه ، احساس بزرگ شدن ميكنه و ابراز وجود ميكنه.تو بحثها شركت ميكنه و نظر ميده ولي دختر بيچاره از زمان بلوغ ديگه اصلاً اطلاعاتي بهش نرسيده. هرچي هم بلده اينقدر سانسور شده كه اصلاً كامل نيست. از طرفي اينقدر كشتار روحي شده كه كاملاً اعتماد بنفسش رو از دست داده. حرفاش توي خونه با صداي راديوي آشپزخونه يه معني ميده! هيچ وقت بهش اجازه ابراز ندادن چون بايد طبق صلاحديد بقيه زندگي كنه! اينقدر ساكت شده كه تا بخواد يك كلمه حرف بزنه آنچنان نگاهها روش سنگيني ميكنه كه اصلاً يا از خيرش ميگذره يا آخرش ميگه باشه هرچي شما بگين!

.....ديروز بعد از مدتها با يكي از دوستام تلفني حرف زدم.ازدواج كرده بود.وقتي از زنش پرسيدم گفت يه دختر پاك و معصوم! تو كوچه ولش كني گم ميشه! اگه يه جا من نباشم ممكنه از بغض گريه كنه!! فقط بهش گفتم خاااااااااك بر سرت كه افتخارت اينه! مرتيكه نفم زن نمي خواسته بلكه يه گاو واسه دوشيدن ميخواسته.يوغ بندازه گردنش كه ازش كار بكشه.جلوش غذا بندازه و هر غلطي كرد خيالش راحت كه مهم نيست.لازم شد 2 تا هم تو سرش بزنه تا فرمانبرداري كنه. بايد عين يه احمق زندگي كنه تا بهش بگن پاك و نجيب! واقعاً اين چه رسوميه كه راه انداختين؟ تا كي ميخواين خودتون رو مسخره ديگران بكنين؟ ارتباطات رو قطع ميكنين تا از انحراف جلوگيري كنين؟اسمش رو هم ميزارين ارزش!! مگر پسر تو همون خونواده بزرگ نشده؟ چرا اون منحرف نميشه؟ يا اگه ميشه نكنه اشكال نداره؟ شما با اينكار ارزشها رو عوض كرديد.يه بابايي تو يه بحثي داشت از دوست دخترش ميگفت! باهاله، خوشگله، با كلاسه، نوار خاجي گوش ميده! خيلي ميفهمه،كتاب متن آهنگهاي john bon jovi رو ميخونه!! نزني تو سر خودت؟ اينها شده ارزش؟ البته حق داره! تو اين ويرانه آباد يه همچين فردي بايد يكم روشنتر باشه!زشت نيست بخدا؟ ما ارتباطات و اطلاعات رو ميبنديم و در عوض جفنگيات جايگزينش ميكنيم. مسلماً وقتي يه دختر نتونه بار ارزشي ذهني پيدا كنه، نتونه تجربه پيدا كنه، نميتونه روشن فكر كنه.وقتي اطلاعاتش به روز نيست نميتونه راه حل ارائه بده.

 البته اين تو ايران رسمه! بايد رسما َدختر رو خر نگه دارن تا بتونن ازش راحت استفاده كنن! اين فرهنگ ماست.در نتيجه، دختري كه بار علمي پيدا نميكنه ارزش براش ميشه صندل روباز! پرايد هاچ بك دوست پسرش!!كه تازه اونهم مال باباشه! شلوار بهترين مارك، دوخت تركيه!!مسلماً وقتي دختر اينقدر ضعيف ذهني بشه عملاً ديدش عوض ميشه و مثلاً از ورزش يه ميدان نمايش مي سازه! كوهپيماهاي دختري كه با آخرين مدل لباس و آرايش ارتفاعات دركه رو طي ميكنن! فكرم ميكنن خيلي باكلاسن! تو دكه سيد دارآباد قليون ميكشند يا پشت تخته سنگهاي دربند آبجوي هلندي ميخورن وقتي دريچه هاي ارتباطي رو با ابزار اخلاق ميبنديين همين ميشه نتيجه اش. دريچه هاي اطلاعاتي رو باز كنين.دختر مجازه هرجور دوست داره زندگي كنه.دختر بايد روشهاي زندگي رو بشناسه و خودش يكيش رو انتخاب كنه .نبايد بهش روش زندگي تزريق كرد .اگر هم اشتباه كنه دليلش تنها و تنها ضعف تربيتي خانواده اونه و نه چيز ديگر.

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 9:5 بعد از ظهر توسط پدرام| |

کسایی که میخوان رپ بخونن یا تکست ، بیت ،

 استدیو و... میخوان با شماره زیر تماس

 بگیرند....     

 بروبکس  پاسارگاد

 

پدرام :۴۲ ۳۴ ۴۲۲ ۰۹۳۵ 

 

علي :۹۵ ۱۸ ۹۸۵ ۰۹۳۵

 

 

یا به این ایمیل مراجعه فرمایند

 

 

pedramzellat@yahoo.com

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 4:0 بعد از ظهر توسط پدرام| |

                                 يک رمز شاد زيستن

روزي دختر کوچکي از مرغزاري مي گذشت. پروانه اي را ديد بر سر تيغي گرفتار. با احتياط تمام پروانه را آزاد کرد. پروانه چرخي زد. پرکشيد و دور شد . پس از مدت کوتاهي پروانه در جامه پري زيبايي در برابر دختر ظاهر شد و به وي گفت:به سبب پاکدلي و مهربانيت آرزويي را که در دل داري بر آورده مي سازم. دخترک پس از کمي تامل پاسخ داد:من مي خواهم شاد باشم.

پري خم شد و در گوش دخترک چيز زمزمه کرد و از ديده او نهان گشت. دخترک بزرگ مي شود. آن گونه که در هيچ سرزمينی کسي به

شادماني او نيست. هربار کسي راز شاديش را مي پرسد با تبسم شيرين بر لب مي گويد:من به حرف پري زيبايي گوش سپردم. زماني که به کهنسالي مي رسد همسايگان از بيم آنکه راز جادويي همراه او بميرد، عاجزانه از او مي خواهند که آن رمز را به ايشان بگويد:به ما بگو پري به تو چه گفت؟ دخترک که اکنون زني کهنسال و بسيار دوست داشتني است، لبخندي ساده بر لب مي آورد و مي گويد:پري به من گفت همه انسانها با همه احساس امنيتي که به ظاهر دارند. به هم نيازمندند!. 

ما همه به هم نيازمندند! 

 

وقتي که در شادي بسته ميشه، يه در ديگه باز ميشه ولي اغلب اوقات ما اينقدر به در بسته نگاه مي کنيم که اون دري رو نمي بينيم که واسمون باز شده.بذار اونقدر شادي داشته باشي که زندگيتو شيرين کنه،اونقدر تجربه که قويت کنه،اونقدر غم که انسان نگهت داره و اونقدر اميد که شادت کنه

روشنترين آينده ها هميشه بر پايه يه گذشته فراموش شده بنا ميشه
تو نميتوني تو زندگي پيشرفت کني مگه اينکه اجازه بدي خطاها و رنجهاي روحي
گذشتت از ذهنت بره.

 

شادترين مردم لزوما بهترين چيزا رو ندارن،اونا فقط از چيزايي که سر راهشون مياد بهترين استفاده رو مي کنن

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 11:46 بعد از ظهر توسط پدرام| |

بهترینهای موسیقی ایران در سال 1386

 

بـهتـرین خواننده:

محسن چاووشی

رضا صادقی

مجتبی سرو

بنیامین بهادری

 

بـهتـرین رپر:

ابليس

هیچ کس

پیشرو

یاس

 

بـهتـرین آهنگساز:

محسن چاووشی

بنیامین بهادری

 محسن يگانه

بـهتـرین دی جی:

دی جی علیافنت

دی جی میلاد

 

بـهتـرین تنظیم کننده:

آریا عظیمی نژاد

شهاب اکبری

 

بـهتـرین آلبوم:

متاسفم (محسن چاووشی)

وایسا دنیا (رضا صادقی)

بنیامین 85 (بنیامین بهادری)

 

بـهتـرین تراک :

من امشب می میرم (بنیامین بهادری)

ابرای پاییزی (محسن چاووشی)

یادم میاد (بنیامین بهادری)

کم تحملم ( محسن چاووشی)

 

 

بـهتـرین موسیقی:

عروس من (محسن چاووشی)

وایسا دنیا (رضا صادقی)

لکنت (بنیامین بهادری)

 

بـهتـرین ترانه سرا:

ترانه مکرم

امیر ارجینی

سید فرید احمدی

رضا صادقی

راضیه سعیدی

 

 

بـهتـرین کلیپ:

عشق پست (0111) «عظامی و محمدی»

 

بـهتـرین کارگردان:

بهمن تیرگان

عظامی و محمدی

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 11:30 بعد از ظهر توسط پدرام| |

با سلام خدمت جوون های ایرونی من پدرام هستم مثل شما یه جون

 ایرونی... من این وب راه انداختم که شما بیاین و حال کنید در نتیجه

 من تو این وبلاگ از همه چیز میذارم(موزیک ، فیلم ، دختر و پسر ،

 عکس ، مطلب و ....) پس حال کنید.....

ID : pedramzellat@yahoo.com

 

|